توانمندسازی، توانبخشی شناختی و مداخلات
مداخلات الکتریکی
گروهی از فارغالتحصیلان حوزهی علوم اعصاب در قالب ایدهای خلاقانه، مسابقهای به نام مغزهای حیاطخلوت(backyard brains) طراحی کردند، که در آن ابزارهای سادهای برای تحریک و ثبت سیگنالهای مغز سوسکهای بزرگ حمام(که البته در محیط آزمایشگاهی و بسیار تمیز تولید شدهاند!) از طریق کاشت الکترود و ارسال سیگنالهای الکتریکی در اختیار دانشآموزان دبیرستانی قرار میگیرد و از آنها خواسته میشود ابتدا سیگنالهای الکتریکی سامانه عصبی سوسک را ثبت و سپس با تحریک الکتریکی مغز کوچک این جانور، حرکت آن را تحت کنترل خود درآورند، دانشآموزان با کاشت الکترودهای بسیار ریز در مغز سوسک و استفاده از یک نرمافزار و سامانهی الکتریکی کوچک که حتی بر پشت سوسک قابل نصب است، مغز و سامانه عصبی آن را تحت تأثیر قرار میدهند. این تحریکات میتواند مسیر حرکت و حتی جهت پرواز و فرود جانور را تغییر دهد. این یک مداخله الکتریکی است.
*مداخله الکتریکی عمیق
میتوان الکترودهای بسیار نازک با قطری در حد چند میکرون را با ایجاد سوراخی کوچک در جمجمهی انسان به داخل هستههای تحت قشری هدایت نمود. این الکترودها به گونهای طراحی شدهاند که تا حدی انعطافپذیرند و کمترین آسیب را به بافت عصبی مسیر خود وارد میکنند. ثبت فعالیت الکتریکی ناحیهای که رأس الکترود فرورفته در عمق مغز بر روی آن قرار گرفته است میتواند ما را از قرار گرفتن آن بر روی هدف موردنظر مطمئن سازد. این روش که تحریک عمقی مغز(DBS) نامیده میشود، اثربخشی خود را در معالجهی بیماری پارکینسون به اثبات رسانده است.
*مداخله تحریک مغناطیسی فراجمجمهای (TMS)
قانونی در فیزیک وجود دارد که به نام “قانونن فارادی” معروف است. بر اساس این قانون اگر دو مدار الکتریکی در کنار هم اما با فاصله مناسب قرار گرفته باشند، جریان متغیر در یکی از مدارها میتواند جریان متغیر ضعیفتری را در مدار دوم القاء کند. این القاء از طریق امواج مغناطیسی متغیری رخ میدهد که فاصله دو مدار را طی میکند. تولیدکنندگان فناوری تحریک مغناطیسی فراجمجمهای موفق شدند در سال ۲۰۰۸ برای تحریک مکرر سمت چپ جلوی پیشانی مخ به منظور درمان انواع افسردگی مقاوم به درمان، کسب کنند.
*مداخله تحریک مغناطیسی فراجمجمهای (TES)
سابقه تحریک الکتریکی از DBS یا TMS شروع نمیشود. در رودخانههای مدیترانهای از جمله رودخانهی کارون نوعی گربهماهی وجود دارد که جریان الکتریکی شدیدی در حد چندصد ولت، در دم خود ایجاد میکند، بوعلیسینا اثرات آن را برای معالجهی سر درد با جزئیات شرح داده است.
در اروپا با پیشرفت علم فیزیک و کشف ابعاد مختلف جریان برق، اثرات این جریان بر اعضای مختلف انسان ازجمله مغز او مشخص گردید، این روش درمانی، که الکتروشوک(ECT) نام گرفت و اثربخشی خود را در کاهش علائم انواع افسردگی و اسکیزوفرنیا نشان داد، به علت ناخوشایندی آن با اقبال عمومی مواجه نشد، سالها بعد مایکل نیچه پزشک آلمانی، در مطالعات مختلف خود نشان داد که تحریک الکتریکی بسیار خفیف از روی جمجمه با جریان مستقیم (DC) در حد یک تا دوهزارم آمپر میتواند اثرات معناداری بر نواحی زیرین الکترودها ایجاد کند، این فناوری به تحریک فراجمجمهای با جریان مستقیم (tDCS) معروف شد. بعدها مشخص شد که جریان متناوب (AC) یا جریانهای تکانشی نیز میتوانند اثرات مطلوبی بر عملکرد نواحی مغزی زیر الکترودها داشته باشند.
کلیه انواع تحریکات الکتریکی در طبقهی عمومی TES قرار میگیرد. TES در مقایسه با TMS عوارض کمتر و اثر پایدارتری دارد، اما قدرت تفکیک زمانی و مکانی این فناوری به مراتب کمتر است.
*مداخله فراجمجمهای با استفاده از انواع دیگر انرژی
امواج الکترومغناطیس در طیف نور و امواج التراسوند(فراصوت) نیز میتوانند از جمجمه عبور کنند و روی عملکردهای مغز تأثیر بگذارند.
برگرفنه از : کتاب ” مقدمه ای بر علوم و فناورهای شناختی و کاربرد آن ” دکتر کمال خرازی
http://samta.samt.ac.ir/content/14519/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86
