رویکردهای رواندرمانی افسردگی با توجه به تعداد زیادی از افرادی که افسردگی و اثرات منفی عمیق آن را تجربه می کنند. روانشناسان تلاش قابل توجهی را برایرویکردهای رواندرمانی افسردگی و ایجاد درمان های موثر انجام داده اند. این تلاش ها منجر به تعدادی درمان با شواهدی برای حمایت از آنها شده است. بسیاری از این درمانها بر یک یا چند مورد از عوامل خطر شناختهشده در بالا تأکید میکنند.
رویکردهای رواندرمانی افسردگی
شناخت درمانی
شناخت درمانی مطالعه شده ترین درمان روانشناختی برای افسردگی است. و ثابت ترین شواهد را برای حمایت از استفاده از آن دارد. شناخت درمانی شامل شناخت الگوهای تفکر منفی در افسردگی و اصلاح این الگوها از طریق تمرینات مختلف «تجدید ساختار شناختی» است. شناخت درمانی همچنین از راهبردهای تغییر رفتار استفاده می کند و گاهی اوقات به آن «درمان شناختی- رفتاری» نیز می گویند.
نشان داده شده است که شناخت درمانی تقریباً ۶۷ درصد از افراد مبتلا به افسردگی بالینی را با موفقیت درمان می کند. شواهد نشان می دهد که شناخت درمانی خطر ابتلا به یک دوره بعدی افسردگی را کاهش می دهد.
رفتار درمانی
رفتار درمانی به بیماران کمک می کند تا فعالیت های خوشایند را افزایش دهند. و از طریق تلاش برای درگیر شدن بیشتر در جهان بر اجتناب و کناره گیری غلبه کنند.
رفتار درمانی همچنین راهبردهایی را برای مقابله با مشکلات شخصی و الگوهای رفتاری و فعالیت های جدید آموزش می دهد. رفتار درمانی در درمان فردی یا گروهی ارائه می شود و موفقیت قابل مقایسه ای با شناخت درمانی دارد.
درمان بین فردی یکی دیگر از درمانهای افسردگی است که بر اساس این ایده است که استرسهای بین فردی و الگوهای روابط ناکارآمد، مشکلات عمده تجربه شده در افسردگی هستند.
درمان بین فردی
درمان بین فردی به فرد می آموزد که از الگوهای بین فردی آگاه شود و از طریق یک سری مداخلات این الگوها را بهبود بخشد. درمان بین فردی دارای میزان موفقیت است که با رفتار درمانی و شناخت درمانی قابل مقایسه است.
علاوه بر درمانهای فوق، درمانهای روانشناختی دیگری نیز وجود دارد و در درمان افسردگی نویدبخش است. این درمان ها شواهدی برای حمایت از استفاده از آنها دارند، اگرچه به خوبی سه درمان اول تثبیت نشده اند.
درمان روان پویشی
درمان روان پویشی کوتاه مدت درمانی است که بر شناسایی موضوعات اصلی تعارض. در نحوه تفکر فرد در مورد خود یا روابط بین فردی خود تمرکز دارد که برخی از آنها ممکن است ناخودآگاه باشند. این رویکرد درمانی از رابطه درمانی به عنوان الگویی برای سایر روابط استفاده می کند. و از تجربیات اصلاحی در درمان برای ایجاد تغییرات دیگری در زندگی فرد افسرده استفاده می کند. شواهد حاکی از آن است که اثربخشی این رویکرد درمانی با سایر درمانهای تثبیتشده برای افسردگی قابل مقایسه است، اگرچه تحقیقات کمتری برای نتیجهگیری قطعی وجود دارد.
یادآوری درمانی درمانی است که برای افراد مسن مبتلا به افسردگی ایجاد شده است. این شامل آموزش به مردم برای به یاد آوردن زمان هایی است که فرد جوان تر بوده و در سطح بالاتری نسبت به یک فرد مسن افسرده عمل می کند.
درمان خودکنترلی و حل مسئله درمانی، درمان هایی هستند که برخی از عناصر درمان شناختی و رفتاری. را برای افسردگی ترکیب می کنند و رفتارهای خودکنترلی و حل مسئله را در موقعیت های مشکل آموزش می دهند.
همچنین می توان از ورزش های برنامه ریزی شده برای درمان افسردگی استفاده کرد. شواهد ثابت نشان می دهد که یک روال منظم (حدود ۳ بار یا بیشتر در هفته، هر بار حدود ۳۰ دقیقه) حداقل ورزش هوازی متوسط با کاهش افسردگی مرتبط است.
درمان های بیولوژیکی نیز برای درمان افسردگی بالینی وجود دارد. این درمان ها توسط روانشناسان ارائه نمی شود، اما معمولاً توسط یک پزشک خانواده، روانپزشک یا پرستار ارائه می شود. این درمانها شامل درمانهای دارویی، الکتروشوک درمانی و نور درمانی است. (این مورد برای افرادی که از افسردگی فصلی زمستانی رنج میبرند، که اختلال عاطفی فصلی نیز نامیده میشود؛ SAD) است.
درمانهای روانشناختی زمانی که توسط روانشناس حرفهای واجد شرایط ارائه شود. جایگزینهای مؤثر و ایمن برای درمان دارویی برای افسردگی هستند.
منبع : انجمن روانشناسی کانادا