روانشناسی: علمی بسیار پرکاربرد و حرفه ای با تخصص های مختلف
از اولین روزهای روانشناسی علمی در اواخر قرن نوزدهم ، روانشناسان در ایالات متحده پیشگام بسیاری از برنامه های
کاربردی این رشته جدید در اشکال مختلف خدمات عمومی بودند. اکثر روانشناسان این شیوه های نوآورانه اولیه، اساتید در موسسات علمی بودند، و بیشتر آنها بر اساس یک دانش عمومی، درجه دکترا خود را به دست آورده بودند. در واقع، بسیاری از آنها زیر نظر پروفسور ویلهلم ونت، در آزمایشگاه او در دانشگاه لایپزیگ در آلمان تحصیل کرده بودند. تصویری روشن از این سال های اولیه، از جمله تنش هایی که از برنامه های روانشناسی ایجاد شده است
در کتاب :
Donald S. Napoli “Architects of Adjustment: The History of Psychological Profession
در ایالات متحده (۱۹۸۱, Kennikat) ارائه شده است.
تا اواسط قرن بیستم، پس از جنگ جهانی دوم ، شناخت برنامه های روان شناسی برای جامعه، از جمله دفاع ملی، به طور قابل توجهی افزایش یافت. گزارش بسیار خوبی از این پیشرفت ها توسط کتاب جیمز کپشو (James H. Capshew) روانشناسان در مارس: علوم، تمرین و هویت حرفه ای در آمریکا، ۱۹۲۹-۱۹۶۹ ( ۱۹۹۹، انتشارات دانشگاه کمبریج) ارائه شده است. تقاضای عمومی برای خدمات روان شناسی مختلف به ویژه، اما نه به طور انحصاری، در زمینه خدمات روانشناسی بالینی پس از جنگ جهانی دوم، با تعداد زیادی از پرسنل نظامی بازنشسته که نیاز به چنین خدماتی داشتند ، افزایش یافته است. در این زمان نیز دانشگاه های بیشتری با بخش های روانشناسی وجود داشتند، که روانشناسانی تا درجه دکترا را تربیت می نمودند .
برای اطمینان از وجود کنترل کیفی در آموزش روانشناسان برای ارائه خدمات بالینی، خدمات بهداشت عمومی (PHS) درخواست کردند که انجمن روانشناسی آمریکا (APA) معیارهای این سازمان های دولتی را برای استفاده در تصمیم گیری در مورد برنامه های دانشگاهی در زمینه روان شناسی بالینی را تدوین نماید. این توسعه منجر به اعتبارسنجی برنامه های دکترا در برخی زمینه های تخصصی حرفه ای روانشناسی شد، از ابتدای روانشناسی بالینی و چند سال بعد به مشاوره روان شناسی و روانشناسی مدرسه را نیز شامل شد. این سه حوزه علاوه بر روانشناسی صنعتی-سازمانی که در پروسه اعتباربخشی شرکت نکردند، در APAبه عنوان روان شناسی حرفه ای شناخته شدند. با هم تعداد زیادی از روانشناسان آزموده را تشکیل دادند که روانشناسی بالینی مهم ترین آنها است .
همانطور که کاربردهای روانشناسی در طول قرن گذشته افزایش می یافته است، از سال های اولیه نگرانی ها در مورد متمایز کردن یک متخصص از طریق یک نوع فرآیند صدور گواهینامه برای اطلاع رسانی به مردم وجود داشت . اگر چه تلاش های مختلف برای تایید مدارک روانشناسان حرفه ای در زمینه های مختلف کاربرد در سال های اولیه انجام شد، اما هیچ کدام از آنها به نتیجه نرسید . در اواسط دهه ،۱۹۴۰با افزایش معروفیت روانشناسان و مشارکت آنها در جامعه در دوران جنگ، روان شناسی برای اولین بار مجوز حرفه ای گرفت. در آن زمان، علاوه بر این، APAبه تشکیل هیأت امنا در رشته روانشناسی حرفه ای آمریکا (امروزه به عنوان هیئت روانشناسی حرفه ای آمریکا) به عنوان یک سازمان صدور گواهینامه خارج از سازمان عضویت در انجمن کمک کرد. هدف آن بررسی و تایید روانشناسان در زمینه های مختلف حرفه ای مطابق قوانین و مقررات صدور بود .. آنها به طور کلی روانشناسی را مدیریت کرده و عنوان “روانشناس” را ارج می نهند. این امر برای سایر حرفه های مجاز نیز مانند پزشکی و قانون صادق است. در حال حاضر، همه کشورها دارای قوانین و مقررات صدور مجوز مربوط به روانشناسی هستند، هرچند بسیاری از آنها ماهیت عمومی دارند .
ماهیت مجوز فعالیت روان شناسی که در اکثر حوزه های قضایی وجود دارد، سازگار با یک جهت گیری ارزشی است که در طول قرن گذشته پایه گذاری شده است ، یعنی کسانی که مدرک دکتری در رشته روانشناسی را در رشته های علمی مشترک روانشناسی را دارند ، در الویت هستند . این یک جهت گیری ارزشی است که در استانداردهای اعتباربخشی برای تحصیلات دکترا در حرفه ای که به عنوان «بنیاد وسیع و عمومی» نامیده می شود، بیان شده است. این موضوع نیز به درستی توسط رئیس سابق انجمن روان شناسی آمریکا( Joseph Matarazzo )در مقاله مجله روانشناس آمریکایی ۱۹۸۷خود بحث شده است: “تنها یک روانشناسی وجود دارد: تخصص ویژه ای نیست، اما کاربرد بسیار دارد “. زمانی که این مقاله منتشر شد، روانشناسان نظرات مختلفی را اعلام کردند : آیا “تخصص” در روان شناسی وجود دارد، به این معنا که در سایر حرفه های دارای مجوز مانند پزشکی، شناخته شده است، آیا می توان روانشناسی را بعنوان یک رشته علمی واحد در مقایسه با گروهی از رشنه های تخصصی علمی اعلام کرد . این و دیگر دیدگاه های مرتبط در مورد علم و حرفه روانشناسی موضوع بحث در یک کنفرانس ملی در مورد تحصیلات تکمیلی که توسط APAدر سال ۱۹۸۷حمایت شده بود، مورد توجه قرار گرفت. این کنفرانس توسط Ellis Leonard Bickman and Henry در مقاله ” آماده سازی روانشناسان برای قرن ۲۱ ” بصورت خلاصه آورده شده است ( ۱۹۹۰، Lawrence Erlbaum Associates).
اصول و معیار های لازم جهت به رسمیت شناختن یک تخصص روانشناسی باید شامل موارد ذیل باشد :
- یک سازمان اداری باید مسئولیت آن تخصص روان شناسی را بپذیرد.
- باید شواهدی از نیاز عمومی به تخصص روان شناسی موجود باشد.
- شناخت اهمیت تنوع فرهنگی و فردی در آن تخصص روان شناسی.
تقسیم بندی دانش و برنامه های کاربردی حرفه ای آن تخصص روان شناسی.
- برنامه های آموزشی و رسمی تشکیل شود.
- سازه ها یا فرصت هایی برای ادامه ی پیشرفت حرفه ای موجود باشد .
- شواهد اثربخشی آن تخصص روان شناسی موجود باشد .
- روش های بهبود کیفیت در آن تخصص روان شناسی تدوین شده باشد .
- دستورالعمل برای آموزش آن تخصص روان شناسی گردآوری شده باشد .
- روش شناسایی و ارزیابی متخصص روانشناس برای بهره مندی عمومی موجود باشد .
به طور خلاصه، در حالی که علم روانشناسی و برخی از خدمات عمومی آن یک قرن است که شناخته شده است ، توسعه روان شناسی به عنوان یک حرفه با تخصص بسیار نوپا است. در حالیکه ، طبابت دارای تاریخچه طولانی تری است و در نتیجه احتمالا به وسیله عموم بهتر شناخته می شود، گرچه لزوما به لحاظ تخصص از روانشناسی بهتر نیست. دو هدف استراتژیک APAشامل افزایش درک عمومی از روان شناسی به عنوان یک رشته علمی و افزایش درک عموم مردم از روانشناسی به عنوان یک حرفه سلامت عمومی ، در پیشرفت تخصص روان شناسی موثر بوده است . این درک می تواند با جمعیت بزرگی از دانش آموزان دبیرستان و دانشجویان مقطع کارشناسی آغاز شود که هر ساله یک یا بیشتر دوره های روانشناسی را برای ادامه تحصیل انتخاب می نمایند . بنابراین، نقش معلمین آنها در این سطوح آموزشی، اهمیت قابل توجهی برای APAدر رسیدن به اهداف اش دارد .
www.apa.org