توانبخشی شناختی چیست ؟
توانبخشی شناختی به مجموعه ای از روش ها ی ا راهبردها ی مداخله ای که به منظور توانمندساز ی درمان جوی ان ی ا بیماران و خانواده های آن ها صورت می گیرد و هدف آن سازگار ی، کنترل و کاهش نقایص شناختی است. دیدگاه توان بخشی شناختی بعد از آسیب مغزی با آنچه لوریا سازمان دهی مجدد می نامند همگرا است. سازمان دهی مجدد جبرانی برای زنده نگه داشتن مدارهای مغزی آسیب ندیده، به منظور دست یافتن به عملکردهای آسیب دیده در افراد آسیب مغزی است و درنهایت این مکانیزم ها موجب بهبودی رفتار می شوند .
در واقع توانبخشی شناختی یا آموزش شناختی به آموزشهایی اطلاق میشوند که مبتنی بر یافته های علوم شناختی ولی به شکل بازی (عموما بازی- های کامپیوتری) سعی میکنند عملکردهای شناختی( دقت، توجه، ادراک دیداری- فضایی، تمیز شنیداری، انواع حافظه مخصوصا حافظهی کاری و سایر کارکردهای اجرایی) را بهبود بخشیده یا ارتقا دهند که همه این موارد بر اصل نوروپلاستیسیتی یا همان انعطاف پذیری مغز اشاره دارد . اوون، هامشیر و گراهام ، توانبخشی نوروسایکولوژیکی را روشی میدانند که از ادغام علوم اعصاب شناختی با فناوریهای اطلاعات بوجود آمده و برای ارتقای توانمندیهای مغز در زمینه کارکردهای شناختی از جمله ادراک، توجه، هوشیاری، حافظه و … استفاده میشود.
توانبخشی شناختی را در واقع نوعی تجربه یادگیری می توان دانست که معطوف به بازگرداندن کارکردهای مغزی که دچار اشکال هستند و بهبود عملکرد در زندگی واقعی می شود. توانبخشی شناختی روش درمانی است که هدف اصلی آن بهبود نقایص و عملکرد شناختی بیمار از قبیل حافظه، عملکرد اجرایی، درک اجتماعی، تمرکز و توجه است. درمان به
روش توانبخشی از این نظر که صرفاً و عمدتا روی توانایی های شناختی تمرکز دارد، یک نوع درمان ویژه و منحصر به فرد است . ترمیم شناختی (توانبخشی شناختی) اصطلاحی است که در توصیف روش های مختلف آموزش “مهارت فکر کردن” نیز به کار برده می شود.
برگرفته از : مقالات مرتبط با توانبخشی شناختی
Sohlberg MCM, Matter CA. Cognitive
Rehabilitation: An Integrative Neuropsychological
Approach. 2nd Ed. New York: The Guilford Press;
2001.
Thorell, L. B., Linqvist, S., Nutley, S.
B., Bohlin, G., & Klingberg, T. (2009).
Training ana transfer effects of executive
functions in preschool children. Journal of
Developmental Science, 12:1, 106-113
Owen, A. M., Hampshire, A., & Grahn,
J. A. (2010). Putting brain training to the
test nature. Europe PMC Funders Group,
10, ۴۶۵ (۷۲۹۹), ۷۷۵-۷۷۸.