توانبخشی شناختی در سه دهه ی گذشته تلاش های زیادی برای کشف اسرار مغز با بهره گیری از فناوری های مختلف انجام داده است .اوج آرزوهای دانشمندان علوم و فناوری های شناختی در تمام این سال ها در واژه ی “تغییر” خلاصه می شود. تغییر مد نظر این دانشمندان ، عمومأ با ایجاد و تقویت، یا حذف و تضعیف عملکردهای مغزی یا ترکیبی از آنها حاصل می شود. هدف این تغییر می تواند توانمند سازی افراد سالم (مانند دانش آموزان یا فرماندهان نظامی) ، توانبخشی شناختی افراد دچار کمبودهای شناختی (مانند افراد دچار افسردگی یا اضطراب و یا بیش خوری) باشد. بر این اساس، سؤالاتی مشابه موارد زیر، اشتغالات فکری بسیاری از فعالان این حوزه را تشکیل می دهد :
۱- چگونه میزان “توجه متمرکز” کودکان دبستانی را تقویت کنیم؟
۲- چگونه در افراد مبتلا به آلزایمر، توانمندی “بازیابی اسامی” را تا مراحل انتهایی بیماری حفظ کنیم؟
۳- چگونه توانایی “تصمیم گیری در شرایط پر استرس” را در بازیکنان فوتبال بهبود بخشیم؟
۴- چگونه “سوگیری توجه” به سمت غذاهای چرب و پرکالری را در افراد دچار بیش خوری و اضافه وزن مدیریت کنیم؟
۵- چگونه “ارزش گذاری منفی” به وقایع بیرونی را در افراد دچار افسردگی کاهش دهیم؟
۶- چگونه “حافظه عاطفی” قوی ذخیره شده در افراد دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تضعیف کنیم؟
طبیعی است که بخش عمده ای از روانشناسان بالینی، بازتوانی عصبی، نورولوژی(بیماری های مغز و اعصاب)، روان پزشکی(بیماری های اعصاب و روان) و فارماکولوژی(داروشناسی) نیز به این سؤال ها توجه دارند ؛ اما “علوم و فناوری های شناختی” چه ارزش افزوده ای برای اهداف فوق به ارمغان می آورد ؟
علوم و فناوری های شناختی متخصصان را ترغیب می کند تا در فضای گفتمانی بین رشته ای، تمامی دانش های فوق را در کنار هم و با یک هدف مشترک برای تقویت عملکردهای مطلوب مغزی و اصلاح عملکردهای نامطلوب بکاربرند.
برگرفته از : کتاب ” مقدمه ای بر علوم و فناوری های شناختی و کاربردهای آن “
دکتر حامد اختیاری
عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم شناختی